معرفی کتاب:فرایند تصمیم گیری در سیاست خارجی ایران(چالش ها، آسیب ها و راهکارها) / نویسنده: دکتر احمد نقیب زاده /تهران: معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی( با همکاری مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع) / مرداد 1388
نویسنده: آمنه شفیعی
رشتة علمی یا دانش روابط بینالملل آکنده از مفاهیم جذاب و رهیافتهای تحلیلی و تبیین کنندهای است که ذهن علاقهمندان را به خود مشغول میسازد. در این رشته به ویژه، تحت تأثیر تجربههای برخی از دولتهای غربی در عرصة سیاست خارجی پس از جنگ جهانی اول، مفاهیم جالب توجهی پدید آمدهاند که موضوع مطالعه دانشپژوهان و دانشمندان این رشته قرار گرفتهاند؛ از جمله این مباحث مدلهای تصمیمگیری، ساختارهای تصمیمگیری و مبانی و فرایندهای آن در سیاست خارجی میباشد. این مفاهیم در کنار دیگر مفاهیم و رهیافتهای تحلیلی، اینک به مثابه ابزارهای لازم و ناگزیر تحلیل سیاست خارجی و نگرش به مسائل بینالمللی و مصالح جوامع و دولتها به شمار میآیند.
دانشجوی روابط بینالملل ممکن است پس از مطالعه ادبیات مربوط به الگوها و مدلهای تصمیمگیری، در نهایت، به یک کلیت مفهومی یا جامعیت نظری درباره شیوه تصمیمگیری در شرایط خاص نایل نشود ـ شرایط خاص از آنرو در این بحث اهمیت دارد که این گونه تصمیمگیریها در سیاست خارجی، بیشتر در شرایط استثنایی یعنی در وضعیتی صورت میگیرد که قواعد چندان در آن دخیل نمیباشند - و به جای آن با مباحثی توصیفی مبتنیبر احتمالات متعدد و نیز گرایشهای خاص و قابل درک در اشاره به تجربههای سیاست خارجی برخی از کشورهای غربی مواجه شود. در واقع، شاید بتوان گفت دانشجوی روابط بینالملل به جای مدلسازی برای تصمیمگیری، بیشتر با فرایندهای عملی و خاص تصمیمگیری روبرو میشود. همچنین به رغم تکثر و تعدد نظریهپردازیها و ادبیات موجود در این زمینه مدلها و فرایندهای تصمیم گیری در سیاست خارجی، همانند بسیاری از مفاهیم دیگر در این رشته این مفهوم(مدل یا الگوی تصمیم گیری) از مبنایی رسا و دقیق برخوردار نیست.
بر این مبنا، کتاب حاضر در وهله نخست کوششی است برای پرداختن به چالشها و آسیبهایی که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، عملاً در روابط خود با سایر کشورهای جهان با آن مواجه بوده است. به بیان دقیق تر، این رهیافت را میتوان تلاشی برای «رفع تعارض بین ارزشها و واقعیت و برقراری سازش بین آنها» تلقی کرد. به ویژه، آسیبشناسی نحوه درک دستاندرکاران سیاست خارجی از واقعیتهای پیرامونی و جهانی، از محورهای اصلی این کتاب میباشد از اینرو، همان گونه که درمتن کتاب نیز مورد اشاره قرار گرفته است، این اثر به طرح و تقویت این نظریه اختصاص دارد که «آشفتگی در حوزه ذهنیات، بیشترین تأثیر منفی را پس از انقلاب اسلامی در سیاست خارجی ما بر جای نهاده است».
پایة نظری کتاب «فرایند تصمیم گیری در سیاست خارجی ایران» را مکتب فرانسوی «جامعهشناسی روابط بینالملل» تشکیل میدهد که به ویژه محصول افکار و گرایشهای تحلیلی ریمون آرون، اندیشمند فرانسوی است و رد پای افکار او نیز در بخشهای عمده این کتاب به چشم میخورد. هدف عمدة کتاب حاضر آن است که اذهان را قانع سازد که بپذیرند درک انقلاب اسلامی و آرمانهای آن باید در جهت اهداف توسعه ملی ایران، بازتعریف شوند. تردیدی نیست که این موضعگیری، که مطمئناً از منظر اصلاح امور صورت گرفته است، تنها یکی از دیدگاههایی است که در این زمینه وجود دارد. دیدگاههای مخالفی نیز وجود دارند که معتقدند اهداف توسعه ملی ایران باید مطابق و در جهت آرمانهای نظام جمهوری اسلامی نگریسته شود.
دکتر احمد نقیب زاده در این کتاب به طرح دیدگاهی میپردازد که دست کم در میان بسیاری از صاحبنظران دانشگاهی مورد توجه و تأکید قرار دارد. ایجاد فضایی برای طرح چنین دیدگاههایی و بالطبع فراهمسازی امکان بررسی و نقد علمی آنها به منظور رسیدن به یک درک واقعبینانه از سیاست خارجی ایران، مهمترین هدفی است که انتشار کتاب حاضر دنبال میکند.
کتاب حاضر ضمن رد این ادعا که سیاست خارجی هر کشور حاصل تصمیمات بالاترین مقامات سیاسی آن کشور است معتقد است که سیاست خارجی هر کشور در حقیقت حاصل فرایند پیچیده ای است که عوامل متعددی در آن دخالت دارد و بعضی از این عوامل در نگاه اول پوشیده می ماند که باید برای کشف آن به پژوهش های خاص و مشاهدات ژرفی دست زد. نویسنده در مقدمه کتاب در باب ضرورت پرداختن به چنین پژوهشی می نویسد: « نظام تصمیم گیری هر کشور در صورتی موفق خواهد بود که با توجه به تمام این عناصر و عوامل و درک صحیح و واقع بینانه از سهم آنها در جهت گیری امور طراحی شده باشد. حال سوال این است که الگوی مناسب تصمیم گیری برای کشور ما چه الگویی می تواند باشد؟... پاسخ فرضی ما این است که باید الگویی فراهم کرد که در آن عقلانیت، واقع بینی و ارزش ها و منافع ملی به آشتی رسیده باشند. این پاسخ بسیار کلی و مبهم است. دلیل آن این است که اگر می توانستیم یکی از الگوهای موجود را بپذیریم دیگر احتیاجی به این پژوهش نبود». در ادامه نویسنده به این مساله می پردازد که برای غلبه بر پیچیدگی و ابهام این موضوع( فرایند تصمیم گیری در ساست خارجی ایران) می بایست الگوی نظری جدیدی ابداع نمود و به همین دلیل در این الگوسازی از «نظریه سازه انگاری» (constructivism) بهره می گیرد.
ساختار کتاب:
کتاب حاضر شامل یک مقدمه و پنج فصل می باشد. در مقدمه نویسنده به تعریف مفهوم سیاست خارجی می پردازد و آن را عبارت می داند از: « کنش، واکنش یا اندرکنشی که هر کشوری با پیرامون بین المللی خود ( شامل سایر بازیگران، فضای جغرافیایی و عوامل فیزیکی) به انجام می رساند."
فصل اول با عنوان « بسترهای عام سیاست گذاری و الگوهای تصمیم گیری در سیاست خارجی» به تقسیم بندی و بررسی الگوها و نظریه های موجود درباب تصمیم گیری و تاکیدی که هر یک از آنها بر عناصر تاثیرگذار دارند، می پردازد. بعنوان مثال گروهی از نظریه ها بر تاثیر محیط و گروهی دیگر بر ساختار نظام سیاسی و گروهی بر روانشناسی تصمیم گیرندگان تاکید دارند. نویسنده در این فصل پس از تشریح فضایی که سیاست گذاری در آن صورت می پذیرد، به تشریح هر یک از آن الگوها( الگوی بازیگر خردمند- الگوی سازمانی- الگوی بوروکراتیک و الگوی نهایی به عنوان دستاورد مولف) می پردازد.
در فصل دوم( چارچوب های عام سیاست گذاری خارجی ایران) نویسنده الگوهای نظری فصل اول را در اینجا در مورد ایران بکار می گیرد و به تاثیری که پیرامون بین المللی، منطقه ای و همسایگان و موقعیت ژئوپلیتیک ایران بر سیاست خارجی این کشور می گذارد ( چه بصورت کنش و چه به صورت چالشی)، می پردازد. این نکته یادآور الگوی فرانک سوروف است که معتقد است محیط تعیین کننده ی کارویژه و کارویژه تعیین کننده ساختار است. در این فصل نویسنده ضمن تعدیل الگوی سوروف( که مدعی بود پیرامون سیاسی بر ساختار تصمیم گیری تاثیر می گذارد) و با توجه به پیرامون داخلی، فضای ذهنی، فرهنگ، ارزش ها، نظام سیاسی و عوامل روانی تصمیم گیرندگان به بررسی جایگاه و سهم هر یک از آنها بر جهت گیری ها و تصمیم گیریهای سیاست خارجی ایران می پردازد.
فصل سوم با عنوان«آسیب شناسی سیاست گذاری و تصمیم گیری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» با تکیه بر موارد عینی و تاریخی به کشف نقاط ضعف، اشتباهات و آسیب هایی می پردازد که تاکنون سیاست گذاران و دست اندرکاران سیاست خارجی کشور را از دست یابی به یک الگوی مناسب و موفقیت آمیز در سیاست خارجی بازداشته است.
در فصل بعدی(تلاش برای یافتن یک الگوی مناسب برای جمهوری اسلامی ایران) نویسنده با توجه به الگوهای تصمیم گیری و نظریه های مختلف اما به گونه ای تجربه ای و با دید سیستمیک، به ارائه یا طراحی الگویی می پردازد که ادعا می کند واقع بینانه و سهم همه عناصر در آن به خوبی در نظر گرفته شده است. این الگوی ابداعی هم متضمن دیدگاه های استراتژیک و هم بحران ها و دگرگونی ها می باشد.
پس از آسیب شناسی و بررسی عوامل منفی و بازداذنده در فصل پنجم(راهکارهای رسیدن به الگوی مطلوب) راهکارهای رسیدن به نقطه مطلوب و راه های نزدیک شدن به الگوی ارائه شده در فصل چهارم مورد توجه و بررسی قرار می گیرد. در ادامه مولف کتابراهکارهای لازم برای سازماندهی به فرایند تصمیم گیری در سیاست خارجی ایران را به ترتیب اولویت بندی می نماید که می توان این اولویت ها را به شرح زیر برشمرد:
1) اجماع نخبگان بر پایه الزامات سیاست خارجی.
2) تعیین قطعی متولی سیاست خارجی و جدا کردن آن از حوزه مسایل داخلی.
3) تعیین اولویت های سیاست خارجی به منظور ایجاد چشم اندازهای روشن و مشخص که کار تصمیم گیری را آسان نماید.
4) ضرورت تابو زدایی در ساست خارجی و درک این نکته که در نظام بین الملل هیچ دوستی ویا دشمنی ای ابدی نیست.
5) ارزیابی دقیق نظام ،جامعه و روابط بین الملل به منظور درک و پیش بینی سیاست ها و استراتژی های کنش خارجی کشورها.
در پایان نویسنده اثر به این موضوع اشاره می کند که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز پیشرفت های زیادی در نهادمند کردن دستگاه تصمیم گیری صورت گرفته است. اما نظام نوپا و درعین حال پرقدرت جمهوری اسلامی ایران نیازمند بیشتری به عقربه ها و آمپرهای شفاف تر و دستگاه شتاب بخش و مهار کننده قوی تر دارد.
در پایان به این نکته نیز باید اشاره نمود که این کتاب از نظرگاه یک استاد دانشگاه که قبل از مباحث عملی خاص با دیدگاههای نظری و عام (نظریه) سر و کار دارد، نوشته شده است و از اینرو ممکن است برخی کارشناسان اجرایی در سیاست خارجی، همان نگاه انتقادی را به این کتاب معطوف دارند که زمانی حاکم سیراکوز به آموزههای افلاطون داشت.
